تبليغاتX
خیال خاطره - خاطرات

خیال خاطره

روزهای خوش بی پایان گذشته ام را دوباره بساز خاطره ی من ای ....

خاطرات

 

شرمنده ام گفته بودم دست بر دیوار دور آن ور دریا می زنم و تا هزاره ی

شمردن چشم می گذارم گفته بودم غبار قدیمی تقویم را ازشیشه های

شعر وخاطره پاک نمی کنم گفته بودم صدای سرد سکوت این سالها را با

سرود و سماع ستاره بر هم نمی زنم اما دوباره دل دل این دل درمانده تو را

میهمان سایه گاه ساکت کتاب و کاغذ کرد هی همیشه همسفر حدود

تنهایی بگذار که دفتر دریا هم گزینه یی از گریه های گاه به گاه من باشد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 شهریور1385ساعت 10:5 بعد از ظهر  توسط محمد  |