انتظار
وقتي در تنهايي خودم قدم مي زنم خاطرات با تو بودن آرامشم را بر هم مي زند. چه پريشاني لذت بخشي است ، دلتنگ تو بودن ... دلم براي شنيدن صدايت تنگ شده. براي ديدنت ... ديشب در خواب منتظر آمدنت بودم اما به خوابم هم نيامدي و درد انتظار را در خواب هم حس كردم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه 15 شهریور1385ساعت 10:0 بعد از ظهر  توسط محمد
|