تبليغاتX
خیال خاطره - آرزو

خیال خاطره

روزهای خوش بی پایان گذشته ام را دوباره بساز خاطره ی من ای ....

آرزو

 

کاش خورشید غروب نمی کرد به این زودیها کاش کشتی عمرت سلامت

می رسید به این ساحل ها تا من تمام حر ف های دلم را برایت می خواندم

آنقدر در خلوت تنهایی ام برایت شعر سرودم که نگو آنقدر در شب های تارم

برایت ستاره چیدم که نگو آنقدر چشم براهت ماندم وگرسیتم که رودخانه ی

چشمانم خوشکید آنقدر در کنار جاده ی زندگی ایستادم تا شاید تو را در

کوچه پس کوچه های تنهایی بیابم اما اما افسوس از آن روزی که شنیدم

دفتر زندگیت با یک خط نوشته به پایان رسید خورشید عمر تو غروب کرد و تو

برای همیشه ستاره شدی. . .

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 شهریور1385ساعت 3:11 قبل از ظهر  توسط محمد  |