تبليغاتX
خیال خاطره - لبخند

خیال خاطره

روزهای خوش بی پایان گذشته ام را دوباره بساز خاطره ی من ای ....

لبخند

چقدر سخته تو چشماي کسي که قلبتو بهش دادي و به جاش يه زخم هميشگي به دلت داده ، زل

بزني و به جاي اينکه لبريز از نفرت بشي حس کني هنوزم ديوونشي و دوستش داري چقدر

سخته که دلت بخواد سرتو باز به ديواري تکيه بدي که يه بار زير آوار غرورش همه ي

وجودت له شده چقدر سخته که تو خيالاتت ساعت ها باهاش حرف بزني ولي وقتي ديديش هيچي

جز سلام نتوني بگي چقدر سخته که وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشک گونه تو خيس کنه اما

مجبور باشي بخندي تا نفهمه هنوز  . . .

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 شهریور1385ساعت 3:5 قبل از ظهر  توسط محمد  |