تبليغاتX
خیال خاطره

خیال خاطره

روزهای خوش بی پایان گذشته ام را دوباره بساز خاطره ی من ای ....

غمي غمناك

شب سردي است، و من افسرده.

راه دوري است، و پايي خسته.

تيرگي هست و چراغي مرده.

 

مي كنم، تنها، از جاده عبور:

دور ماندند زمن آدم ها.

سايه اي از سر ديوار گذشت،

غمي افزود مرا بر غم ها.

 

فكر تاريكي و اين ويراني

بي خبر آمد تا با دل من

قصه ها ساز كند پنهاني.

 

نيست رنگي كه بگويد با من

اندكي صبر، سحر نزديك است.

هر دم اين بانگ برآرم از دل:

واي، اين شب چقدر تاريك است!

 

خنده اي كو كه به دل انگيزم؟

قطره اي كو كه به دريا ريزم؟

صخره اي كو كه بدان آويزم؟

 

مثل اين است كه شب نمناك است.

ديگران را هم غم هست به دل،

غم من، ليك، غمي غمناك است.


 

مثل اين است كه شب نمناك است.

ديگران را هم غم هست به دل،

غم من، ليك، غمي غمناك است.


سهراب سپهری

+ نوشته شده در  پنجشنبه 31 شهریور1384ساعت 3:4 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

تصور غلط در مورد ازدواج به همراه حقايق آنها

 

در جـامـعه مـا بـرخـي عـوامـل اجـتـماعي و عقيدتي باعث گرديده دربـاره پـديـده ازدواج تـصـوراتـي اشتـبـاه

در اذهــان عـمومي شـكـل گيـرد كـه همـيـن امـر سبب ميگردد افــراد با توجه به همين تصورات اقدام به

ازدواج نمـوده و يــا از آن امتناع ورزيده و در اين راستا دچار مشكلاتي گردند. اكنون به 9 مورد از اين

اشتباهات بـهـمراه واقعـيـتهاي آنها اشاره ميكنيم: 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شماره 1
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تصور غلط: ازدواج منافع بيشتري براي مردان دارد تا زنان.

حقيقت: پژوهشهاي اخير نشان داده اند كه هم زنان و هم مردان از ازدواج بـه يك ميزان منتفع ميگردند. هم مردان و هم زنان هنگامي كه ازدواج ميكنند شادتر، خوش بخت تر، سلامت تر و غني تر زندگي كرده و طول عمرشان نيز بيشتر مي شود. الـبـتـه مـردان از لحاظ بهبود سلامتي منفعت بيشتر و زنان از لحاظ مالي بيشتر منفعت كسب ميكنند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شماره 2
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تصور غلط: صاحب فرزند شدن زوج متـاهـل آنهـا را بـه يـكديـگر نزديـكتـركـرده، و مـيــزان خوشبختي زناشويي آن دو را افزايش ميدهد.

حقيقت: بسياري از بررسـي ها نـشانـگر آن اسـت كـه ورود نـخسـتـين كودك به زندگي زوجين سبب دورتر شدن مرد و زن از يكديگر شده و اسـتـرس بيـشـتري بـر زنـدگيـشـان تحميل مي گردد. هر چند كه زوجهاي صاحب فرزند نرخ طـلاق كمتري نسبت به زوجهاي فاقد فرزند دارا ميباشند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شماره 3
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تصور غلط: راه حلهاي كاميـابـي دراز مـدت در ازدواج، خـوش اقـبالي و عشق رومانتيك ميباشد.

حقيقت: بيش از شانس و عشق،عـلل مهمتري كه سبب موفقيت در زندگي زناشويي ميگردد تعهد و دوستي و همدلي ميباشد. يـك زوج موفق اينگونـه از ازدواجشـان سـخن بميان مي آورند: دستيابي به زندگي مـطلوب مسـتـلزم فـداكاريها، از خود گذشتگيهاي زيـاد و تـلاش بســيار بوده و تعهد به يكديگر و نهاد خانواده مبنا و اساس آن مي بـاشـد. خوشبخت ترين زوجها، دوستاني مي بـاشـنـد كـه زنـدگيـشان را بـا يـكديـگر بـه اشتراك گذاشته و ارزشها و منافع يكسان و همسويي دارند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شماره 4
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تصور غلط: هر مقدار زن تحصيل كرده تر باشد، احتمال آنكه وي ازدواج كند كمتر است.

حقيقت: بررسي هاي اخير نشان دهنده آن است كـه احــتمال آنكه زنان فارغ التحصيل دانشگاهي ازدواج كنند از همرديفان فاقد تحصيلات دانشگاهي آنها بيشتر ميباشد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شماره 5
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تصور غلط: زوجهايي كه پيش از ازدواج با يكديگر زندگي مشترك داشته اند، و بـيـشـتر از تفاهم داشتن ميان خودشان مطلع مي بـاشند، ازدواج رضايت بخـشتر و ماندگار تري نسبت به زوجهاي ديگر دارند.

حقيقت: بسياري از بررسي ها نشان مي دهد كـه افـرادي كـه پيش از ازدواج با يكديگر زندگي مشترك داشته اند (خارج از چارچوب ازدواج) از ازدواجشان رضايت كمتري داشته و احتمال آنكه عاقبت از يكديگر جدا گردند بطور قابل ملاحظه اي بيشتر است. يـك عـلت آن اين مي باشد كه افرادي كه با يكديگر همخانه بوده اند نسبت به تـعهد سهل انگار تر بوده و آن را كمتر جدي مي گيرند و احتمال اينكه در صـورت بـروز مشـكلات زير همه چيز بزنند بيشتر است. علاوه برآن زندگي مشترك خارج از نهاد ازدواج، خوشبختي در ازدواج را دشوار تر و انگيزه كمتري را براي يافتن راه حل براي مناقشاتشان در آنها ايجاد ميكند. اما يك استـثـنـاي مـهـم وجود دارد: افـرادي كـه پـيـش از ازدواج با يكديگر زندگي مشترك داشته اند و تصميم دارند در آينده نزديك بـا يـكديـگر ازدواج كرده و بـراي همـيـشه در كنار هم بمانند شانس برابري با افرادي كه قبلا با يكديگر زندگي نكرده اند براي دستيابي به يك ازدواج موفق و سعادتمند دارند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شماره 6
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تصور غلط: زن در صورت ازدواج در معرض خطر خشونت خانوادگي بيـشتـري نسبت به زماني كه مجرد باقي بماند قرار ميگيرد.

حقيقت: بررسيها نشانگر آن ميباشد كه مجرد ماندن زن و از آن مهمتر زندگي كردن زن با يك مرد خارج از چهارچـوب ازدواج قـانـوني وي را در معرض خطر خشونتهاي خانوادگي بيشتري قرار ميدهد. شايد يك دليل آن اين موضوع ميباشد كه زنان متاهل ممكن است خشونت هاي خانوادگي را بطور قابل ملاحظه اي كمتر گزارش دهند. و يا آن كـه احتمال آن كـه زنـي حــاضر گردد با يك مرد خشن ازدواج كند بسيار اندك است. امـا در حـقـيـقت احتمال آنكه مرد متاهلي دست به خشونت بزند كمتر مي باشد زيرا وي براي سلامتي همسر خود و تشكيل خانواده سرمايه گذاري بيشتري (نسبت به مرداني كه صرفا با يك زن همخانه ميباشند)كرده اند و در واقع آنها را وارد يك اجتماع يكپـارچه تر و داراي قوانين بيشتري كرده است. فـشارهـاي اجتـماعي بـنـظر مـيرسد مردان را وادار ميكند تا بيشتر مراقب رفتار خشونت آميز خود باشند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شماره 7
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تصور غلط: افراد متـاهـل رضـايـت كـمتـري از روابـط جنـسي خـود داشـتـه و اصولا روابط جنسي كمتري نسبت به افراد مجرد دارند.

حقيقت: بنابر تحقيقات گسترده، افراد متاهل روابط جنسي بيشتـر و بـهتـري نسبت به همتايان مجرد خود دارند و نـتنها آنان روابط جنسي متعدد تري دارند بلكه لذت بيشتري نيز از آنها ميبرند هم از لحاظ فيزيكي و هم احساسي.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شماره 8
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تصور غلط: زندگي مشترك همانند ازدواج است اما بدون "يك تكه كاغذ"

حقيقت: همخانگي منافعي همچون سلامت جسماني، دارايـي و سـلامـتـي روحـي و هيجاني كه يك ازدواج برايشان به ارمغان مي آورد را براي افراد فـراهـم نـمي آورد. و ايـن گونه افراد بيشتر به مجردها شباهت دارند تا افراد متاهل. بـخشـي از آن بـه ايـن عـلــت ميباشد كه همخانه ها كمتر از افراد متاهل به يكديگر متعهد ميباشند و گرايش بيشتري به خود مختاري شخصي داشته و گرايش كمتري نسبـت بـه سـلامـتـي عمومي شريك زندگي خود دارند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شماره 9
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تصور غلط: افراد متاهل امروزه به پاس پيشـرفتـهاي زيـاد در زميـنه علم و رفاه عمومي خوشبخت تر از افرادي هستند كه در گذشته ازدواج ميكرده اند.

حقيقت: سطح كلي خوشبختي در زندگي زناشويي نه تنـهـا افـزايـش نـيـافـتـه، بـلـكه كاهش نيز يافته است. يافته ها حاكي از آن است كه ازدواجـهاي امـروزي در مـقايسه با ازدواج هــاي 20 يا 30 سال پيش بطور قابل ملاحظه اي دشوارتر و اسـترس زا تـر بـوده و مشاجرات و اختلافات زناشويي افزايش و تعامل ميان زوجين كاهش يافته است.

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 شهریور1384ساعت 2:44 قبل از ظهر  توسط محمد  | 

نرو عزیز دل

تقدیم به بهترین و عزیزترینم کسی که خاطراتم بااو طراوت عشق گرفت:

نرو چون دل طاقت دوری ندارد

نرو چون که سینه ام جای فراقت را ندارد

نرو چون که ابرهای بهاری از رفتنت گریان می شوند

برگهای پاییزی می خشکند و ار غصه سرازیر می شوند

اشک آسمان از سرما به دانه های برف تبدیل می شوند

تمام دل گرمی هایم در درون سینه ام رها می شوند

نرو که آرزوهای کودکیم را با تو به حقیقت پیوند می دهم

نرو که آفتاب گرم زندگی را ابرهای تیره فرا می گیرد

نرو که با بودنت خورشید لطافت را با پرتوهای زیبای محبت

در درونم جوانه خواهند زد وطراوت عشق را برمن بگسترند

نرو وگل های زیبای بهار را در دلم جوانه بزن

گرمای زیبای تابستان را در رگ هایم جاری نما

زیبایی پاییز را درخم ابروانم بنشان

سرمای زمستان را از سینه های یخ بسته ام بزدا ومرا

همانی کن که باید باشم. شوق و شور را از تو بگیرم

و برای تو و به آرزوی تو بپیوندم

نرو وبمان تا عطروجودت را با شوق درونم

بسپارم تا با هم زندگی تازه ای را بسازیم

نرو نرواي عزيز دل...

محمد

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 شهریور1384ساعت 5:7 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

مرگ رنگ

رنگي كنار شب

بي حرف مرده است.

مرغي سياه آمده از راه هاي دور

مي خواند از بلندي بام شب شكست.

سر مست فتح آمده از راه

اين مرغ غم پرست.

در اين شكست رنگ

از هم گسسته رشتة هر آهنگ.

تنها صداي مرغك بي باك

گوش سكوت ساده مي آرايد

با گوشوار پژواك.

مرغ سياه آمده از راه هاي دور

بنشسته روي بام بلند شب شكست

چون سنگ، بي تكان.

لغزانده چشم را

بر شكل هاي درهم پندارش.

خوابي شگفت مي دهد آزارش:

گل هاي رنگ سر زده از خاك هاي شب.

در جاده هاي عطر

پاي نسيم مانده ز رفتار.

هر دم پي فريبي، اين مرغ غم پرست

نقشي كشد به ياري منقار.

بندي گسسته است.

خوابي شكسته است.

رؤياي سرزمين

افسانة شكفتن گل هاي رنگ را

از ياد برده است.

بي حرف بايد از خم اين ره عبور كرد:

رنگي كنار اين شب بي مرز مرده است

  سهراب سپهری

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 شهریور1384ساعت 5:3 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

عمق وجود

به نام هستی بخش زندگی

روزی را یدیم قلبی را شنیدم و نواختن دلی را احساس کردم

احساس کردم به یکباره فرو ریختم نمی دانم چه بودقلبی جوشید در وجودم

من من نبودم عشقی رخنه کرد در دلم حس غریبی داشتم عشقی شکوفه زد

پر کشیدم اوج لطافت را چشیدم قله عشق را در نوردیدم خدایا من کیستم

احساس کردم دلی در درونم جوشید و مرا غرق در عشق کرد نوری وجودم را

فرا گرفت خدایا احساس می کنم آزاد شدم فرشته ای مرا صدا زد آه همان

زندگی بود که پس از سالها من دوباره یافتم

خدایا متشکرم از زندگی دوباره

محمد

منتظر نظرات سازنده شما عزیزان هستم

شاد و موفق باشید

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 شهریور1384ساعت 0:23 قبل از ظهر  توسط محمد  | 

تقدیم به بهترینم

مه روی تو شب موی تو گل بوی تو دارد

گلزار جهان خرمی از روی تو دارد

گردون که سرا پای وجودش همه چشم است

پیوسته نظر در خم ابروی تو دارد

نرگس که نظر باز بود در صف گلها

تا چشم تو را دیده نظر سوی تو دارد

منتظر نظرات سازنده شما عزیزان هستم

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 شهریور1384ساعت 0:17 قبل از ظهر  توسط محمد  | 

سپيده

در دور دست

قويي پريده بي گاه از خواب

شويد غبار نيل ز بال و پر سپيد.

 

لب هاي جويبار

لبريز موج زمزمه در بستر سپيد.

 

در هم دويده سايه و روشن.

لغزان ميان خرمن دوده

شبتاب مي فروزد در آذر سپيد.

 

همپاي رقص نازك ني زار

مرداب مي گشايد چشم تر سپيد.

 

خطي ز نور روي سياهي است:

گويي بر آبنوس درخشد زر سپيد.

 

ديوار سايه ها شده ويران.

دست نگاه در افق دور

كاخي بلند ساخته با مرمر سپيد.

شعر از سهراب سپهری

امیدوارم خوشتون بیاد

+ نوشته شده در  شنبه 26 شهریور1384ساعت 11:16 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

انتظار

همه ی امیدم به در بود که بیاید همی هوشم به نیم نگاه این بود که صدایم کند  اما تر سی داشتم غریب، نمی دانم چه بود اما کاش نبود ، می ترسیدم شاید برای اولین بار بود که این همه به نگاهش خیره مانده بودم .

وقتی به یادم می آمد حس غریبی شرو ع به لرزش در دلم می کند ف تند تر می زند گویی  تمتم تنم یخ کرده . بویش را حس می کردم اما ته دلم رون نبود ، بازم می تر سیدم شاید نیاید  اما باد بوی خوش نفسهایش را برایم می آورد ، اتاقی تاریک چشمانی خسته و نگاهی شکسته چشم به راه خیره مانده به ماه  اما هنوزم دیر نکرده ، ساعت از دوازده گذشته بود  دیگه دلم کم کم شور می زد  کم کم حس می کردم  که دلم داره راست می گه  ، شاید حق با اونه و خدای نکرده...

بازم به خودم امید می دادم که که می آید، نگاهم نوری از پنجره ای خاموش اتاق سیاه تاریکیها می داد که وارد شد  ، از دور برقی درخشید ، دلم  تند تر و تند تر می زد  که ناگهان صدایی آمد اما غریب بود آآآه خدایا....

کاش فقط یک بار دیگر ببینمت و برای همیشه بوسه ای از لبان پر مهرت بگیرم ، بوسه ای که همیشه در آرزوی جای ان بر گونه های خیسم بودم ، گونه هایی که مسیر  سیلاب اشکهایم بودن  همیشه .

حس می کردم که دیگه هیچ وقت دستی که از بدو ورود به این دنیا بر سرم بوده نمی آید ، کسی موهایم را نوازش نمی کند، کسی خنده هایم را  نمی شنود و همدم اشکهایم نمی شود ، کجاست پدری که  همیشه آرزوی بودنش در دلم ماند

کاش ببینمت ، کاش ببویمت  و کاش ... فقط یک بار دیگر برای همیشه ببینمت

 نمی تونم خنده کنم نمی تونمئ گریه کنم ، نفسی می خوام ، عشقی کهنه می خوام و دلی از عطر بهار  اما کاش فقط و فقط یک بار دیگر ببینمت  و بتوانم  خاطرات  کودکی های طفلی دو ساله را به خاطر بیاورم . 

   اینم  واسه دلم بود 
+ نوشته شده در  شنبه 26 شهریور1384ساعت 3:55 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

کاش ببینمت

روح لطافت دنیا کجا خوش است، آنجا که دل خوش است ، آنجا که قلبی برای تپیدن  است آنجا که روحی برای دمیدن است  آنجا که هوایی برای نفس کشیدن  انتظار دلبری هست جایی که خیالی آسوده ، قلبی آرام و بی دقدقه هست اما کاش و فقط کاش یکی از اینها بود ، چرا که بهترین جایی که سر منشا همه ی اینهاست در درونم وجود ندارد دلی که برایش نفس بکشم و روحم برای آن به پرواز د راید، و اوج بگیرد تا قله ی زیباییها را طی کند  و به کمال برسد .

کاش بودی تا می دیدمت و برای تو  نفس میکشیدم  برای تو زندگی می کردم و هوای روحم  را از عطر نفسهات پر می کردم از عشق و محبت ،صداقتو لطافت  ، گذشت و طراوت ......

 

 

کاش میامدی تا بر موج آرام در یا با هم می نشستیم و آرامش را حس می کردیم ، بر باد سوار می شدیم و لطافت را می چشیدیم  ، بر گل می نشستیم تا طراوت را می شناختیم .

دوستت دارم به خاطر اینکه با بودنت به همه ی آرزو هایم می رسم  ، به خاطر عشقی که برای دوست داشتنت  دارم ،برای اینکه  تو را برای خودت دوست دارم چون دوست داشتنی هستی و کسی نیستی جز....

کسی که این همه زلالی و وجودت پاک است ، تنهایی من را با خیالت پر می کنی و مرا در آرزوی  رسیدن به خودت مشتاقتر می کنی ، همیشه به یادتم همیشه با تو ام و تو کسی نیستی جز...

اما دانستم که تو کسی نیستی ، خیالی نیستی بلکه همه ی وجود منی  که از سر آغاز زندگی ام با منی  و تو کسی نیستی جز .... کاش می شد لحظه ای حس می کردم تو را ، عظمتت را  و تو کسی نیستی جز ...

کاش ببینمت روح لطیف عشق،  شور هستی  و نور زندگی و تو کسی نیستی جز ....

کاش ببینمت تمام هستی من

 

محمد ...... 

+ نوشته شده در  شنبه 26 شهریور1384ساعت 3:50 بعد از ظهر  توسط محمد  |